الملا فتح الله الكاشاني
350
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
مطلع شدند معاودت نمودند و مسلمانان را در ميان گرفتند و بسيارى را از اهل اسلام شهيد كردند و ابن قميه بعد از آنكه سنگ بينداخت و دندان مبارك حضرت رسالت ( ص ) را بشكست چنانچه بتفصيل مذكور شد بيامد و در كمين نشست تا فرصت يافته آن حضرت را بدرجهء شهادت رساند مصعب بن عمير به نظر وى در آمد گمان برد كه آن حضرت است ضربتى بزد و او را مىكشت پس باز گشت و در ميان قوم آواز داد كه ( قتلت محمدا ) محمد ( ص ) را كشتم ابليس عليه اللعنه آواز او را شنيده بر بالاى كوه احد برآمد و صداى ( الا ان محمدا قد قتل ) در ميان خاص و عام افكند و قومى از ضعفاى اسلام خواستند كه رجوع بعبد اللَّه ابى نموده التماس كنند كه از ابى سفيان براى ايشان خط امان بستانند و قومى ديگر بگريختند و بمدينه بازگشتند و بعد از آنكه آن حضرت منهزمان را ملامت ميكرد كه چرا قرار بر فرار داديد و پشت بر ميدان كارزار آورديد ايشان زبان عذر گشوده گفتند كه ما آوازهء قتل تو شنيديم روزگار بر ما شوريده شد و از غايت ترس و دهشت بگريختيم حضرت عزت جهت دفع عذر ايشان فرمود كه * ( وَما مُحَمَّدٌ ) * و نيست بندهء ستودهء من * ( إِلَّا رَسُولٌ ) * مگر فرستادهء از نزد من * ( قَدْ خَلَتْ ) * بدرستى كه گذشتهاند * ( مِنْ قَبْلِه الرُّسُلُ ) * پيش از وى فرستادگان من پس موت محال نيست زود باشد كه او نيز درگذرد هم چنان كه در گذشتهاند پيغمبران سابق بموت يا بقتل * ( أَ فَإِنْ ماتَ ) * آيا پس اگر بميرد اين پيغمبر * ( أَوْ قُتِلَ ) * يا كشته گردد * ( انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ ) * باز ميكرديد بر پاشنه هاى خود يعنى مرتد ميشويد يا ترك جهاد ميكنيد همزه براى انكار ارتداد و انقلاب ايشانست از دين به جهت خلو پيغمبر بموت يا بقتل بعد از علم ايشان بخلو رسل قبل از او و بقاى دين ايشان و گويند فا براى سببيت است و همزه براى انكار اينكه ايشان خلو رسل را قبل ازو سبب انقلاب خود گردانند از دين بعد از وفات او و مرويست كه چون پيغمبر ( ص ) به جهت سنگ جفاى ابن قميه در مغاكى افتاد و آوازهء قتل او در ميان مردمان افتاد بعضى از منافقان گفتند ( لو كان نبيا لما قتل ارجعوا الى اخوانكم و دينكم ) يعنى اگر محمد ( ص ) پيغمبر ميبود كشته نميشد چون كشته شد پس او پيغمبر نبوده مراجعت كنيد ببرادران خود و دين خود كه اول داشتيد انس ابن ابى نصر كه عم انس بن مالك بود گفت اى قوم اگر محمد ( ص ) كشته شد خداى محمد زنده است كه هرگز نميرد شما چه ميكنيد بزندگانى خود بعد از قتل او پس مقاتله كنيد بر آنچه وى بر آن مقاتله ميكرد و بعد از آن گفت كه اللهم انى اعتذر اليك مما يقولون و ابرء منه بار خدايا من شكايت ايشان را به تو ميكنم از آنچه مىگويند و از آن بيزارم پس بكارزار مشغول شد تا آنكه كشته شد و حقتعالى اين آيه فرستاد كه اى مردمان اگر محمد ( ص ) كشته شود مرتد خواهيد شد